|
عشق بی همتا |
|
دلم گرفته ازاونایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمی دونن |
سلامی به تمام دوستای عزیزم ببخشیدبابت این چندماه که حضورم کم رنگ بود یه سری مشکلات
بودکه نتونستم بودن شمادوستای عزیزرادرکنارم حس کنم ولی الان باکلی حرف اومدم
اول ازهمه خدای خوبم ممنونم که تواین مدت که تنهابودم تنهام نذاشت ![]()
خوب دوستای گلم چه میکنن این چندروزصبح زودازخواب بلندمیشم پیش به سوی سرکار
راستی بهتون نگفتم یه کاری جستم انقدرکارمودوست دارم صبح میرم تاشب برمیگردم
این چندروزه اصلا دنیاروندیدم امروزکه تعطیله فقط یه کمی احساس آرامش کردم ولی به
هرحال رسیدن به هرچی سختی خودشوداره یه چیزبگم شایدباورتون نشه یه ۲ روزمیشه
صبح میرم سرکارگوشیمونمی برم تازه الان میفهمم اگه اونم باهام نباشه هیچ اتفاقی نمی افته
اگه آدم واقعاهدف بالاترداشته باشه این کاراکه همه وقتم به اس ام اس دادن نمی گذره
ولی این مدت تنهاکسی که تنهایموپرکرد وفقط حرف زدن باهاش آرومم کردخدای خودم بود
خدایا ازت ممنونم بااین که این همه گناه کردم بازم دستهامو می گیری بازم میدونم یکی
هست که منو درک کنه یکی هست واثه این که حرفهامو گوش میده منت سرم نمی زاره
یکی هست که به فکرمه دوستای گلم خیلی راضیم اززندگیم پدرومادرخوب خدای خوب تر
کارخوب ومهم ترازاینکه درسمم دوست دارم خدایاشکرت![]()
مهم اینه که خدابهم اجازه داده تاتواین هوانفس بکشم بهم سلامتی داده تاتوسردی
هواش بلرزم بهم توانایی داده تاتوبرگ ریزون پاییزش قدم بزنم وبهم قدرت داده تاباصدای
بلنددادبزنم:خداجون دوستت دارم![]()
زندگی زیباست مطمئن باش درلحظه ای که فکرمیکنی تنهایی یکی دربالای سرت
درفکرتوست ومی گویدچرابنده ام به بالا نگاهی ندارد.

+ نوشته شده در جمعه 1388/09/06ساعت 15:10 توسط هستی |
اگربربال کبوتر پری نبودوبرای نوشتن ازنفسهای تودفتری نبود اگرعشق ازپنجره نیمه بازاتاقم به درون نمی خزیدودلم به سوی توپرنمی کشد اگربرای این دل خسته ام وبالهای شکسته ام سنگ صبوری نبود وبرای رسیدن به تومجال عبوری نبودونمی توانستم از بوسه هایم قصری برایت بسازم ودستهایم به دامنت نمی رسیدوشعرهایم بوی گل وپرنده نمی داد ومدام تورانمی سرود دنیالطفی نداشت......................
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/05ساعت 20:24 توسط هستی |
زندگی راباورکن همانگونه که هست
باهمه دردها ورنجهایش
باهمه شادیها وغمهایش
باهمه شکستهاوپیروزی هایش
مامیتوانیم صبورباشیم وصبورانه زندگی کنیم
میتوانیم اززندگی دیگران عبرت بگیریم
سعی کنیم همانطوری زندگی کنیم که هستیم
همیشه به فکرچیزهای نداشته نباشیم
کمی هم ازچیزهایی که داریم استفاده کنیم
که شایدروزی اینهاراهم ازدست دهیم
ایمان داشته باش که میتوانی
سلام سلام صدتاسلام به همه دوستای گلم چه خبرا اول بگم این شعرادبی ازکجا
یه دفعه به مغزم خطورکرد چون امروزبادوستم داشتم حرف میزدم همش اززندگی مینالید
همش به زمین وزمان بدمیگفت منم این شعر به ذهنم رسید نه اینکه شاعرم واثه همین![]()
گفتم که گفته باشم خوب دیگه چه خبرا ازبیرون توشهرمن که باورتون میشه ۱ هفته که دنیا
ندیدم صبح که ازخواب برمیخیزم
خودرادرکتابخانه میابم وشب به صورت مچاله درخانه میابم![]()
خیلی رفتم تودرس شماچی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب بازم زیادحرف زدم راستی شمانمیدونین این اس ام اس کی وصل میشه ماکه معتادشدیم
چندشب دوستام تخت میخوابن آخه شبابااین اس ام اس نمی ذاشتم بخوابن خداکنه زودوصل
بشه دلم واثه اذیت کردن تنگیده شماچی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 22:19 توسط هستی |
سلام به همه واقعا شرمنده همه دوستای گلم این چندروزدرگیرم درس و..........
راستی باراهپیمایی چه میکنین ماکه کفشام پاره شدن این چندروز رفتیم بابچه ها
هم واثه راهپیمایی هم واثه این چندنفرکه شهیدشدن من که میگم شهید نه مثل
آقای احمدی نژاد که گفتن خسوخاشاک واقعامتاسفم واثشون من حق خودمومیگیرم
شمارونمیدونم چون ماجزوارازل نیستیم حالا بگذریم دیگه چه خبردوباره فردادرس درس
خسته شدم به جزاین چندروز هرروزساعت ۷ صبح میرم کتابخونه تا۸ شب دارم
میپوکم مشکلات دیگه هم هست که فکرم مشغوله ولی یه چیزه که داره دیونم میکنه
این قطعی اس ام اس واثه یه کارکوچیک بایدزنگ بزنی ولی به هرحال من کوچیک
همه دوستای گلمم که بهم لطف دارن وبهم سری میزنن خوب دیگه برم چقدرحرف
زدم ![]()
+ نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت 23:34 توسط هستی |
سلام سلام صدتاسلام به دوستای گلم چه خبرا مارونمی بینین خوشین![]()
چه میکنین با موضوع داغ انتخابات ماکه کلی درگیره درس هستیم هرجاهم
که میریم بیرون یه کم نفس بکشیم ازآسمون تبلیغات وپارچه سبزمیادزمین ![]()
یه چندشب تلویزیون داره مناظره اینارومیده من که رای نمی دم ولی به زور
مخصوصا دوستام میگن بایدرای بدی وظیفه ملی آخه واثه من جوان که کاری نکردن
منم نمی دم به نظرمن رای ندادنم یه جورانتخابه ولی دیشب مناظره آقای احمدی
نژادباموسوی دیدم مثل ............. به هم میپریدن خیلی خوشم اومد یه آن شیطان
اومدتوجنم که به موسوی رای بدم ولی حاله شیطون رو گرفتم واثه توتارای وجدانشونو
زیره پامیزارن و واثه هم میزنن که کی چی کرده کی نکرده این آقای موسوی هم که
یه کلام گفته گشت ارشادو جمع میکنه واثه دختروپسراآزادی میزاره پسردخترای ماهم
بلانسبت منوشما راه افتادن توخیابون میگن موسوی وپارچه سبزپخش میکنن آخه مگه
آزادی ندارن آخه مگه مشکلات مملکت مافقط روابط دختروپسره مگه مامشکل فقرنداریم
مگه مامشکل بیکاری نداریم مگه ماجونای تحصیل کرده بیکارنداریم و................
بابا یه ذره این عقلاتونو به کاربگیرین چه قدرمنوحرص میدین ![]()
من نمی گم که رای نبایدداد هرکی نظرخودشوداره ولی توروخدااگه هم رای میدین باچشم
بازانتخاب کنین ماجونابایدزندگی کنیم ما بایدتحمل کنیم من که میرم درس بخونم وکاری هم
ندارم رایم نمی دم چون پارسال به همین آقای احمدی نژاددادم اما وقتی دیدم دوروبرام چقدر
شاکی بودن خودمو نبخشیدم چون خودمو توبدبختی سهیم کردم البته چه مارای بدیم چه ندیم
انتخاب میشن رای رهبرمهمه حالا دیگه ازماگفتن ![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/14ساعت 10:3 توسط هستی |
سلام دوستای گلم همه اونایی که بهم لطف دارن وبهم سرمیزنن باورکنین
این چندروزه خیلی گرفتارم ازصبح تاشب سرم توکتاب امروزخیلی ناراحتم صبح
ساعت ۶ صبح گوشیم زنگ خورد میخواستم یه چیزی بگم روزه تعطیلی چشمام
بازنمی شد شماره نگاه کردم دیدم دوستم رویاست برداشتم دیدم صدامامانشه
میگفت رویابیمارستانه این دختره دیونه باخودش چی کرد گفت رگشو زده وای دیونه
شدم صبح زود گفتم کدوم بیمارستان گفت بیمارستان داداشم وای رفتم مامانمو
صداکردم گفتم میخوام برم نذاشت میگفت کله صبح کجابه هرحال باهربدبختی با
من اومدرفتیم خوب شدداداشم دیشب شیفت بود رفتیم اونجاگفت این دوست توئه
گفتم آره گفت دوست درست حسابی نداری به خاطرپسر بی سروپارگشوبزنه موندم
داشتم جلوی داداشم آب میشدم من که تاحالا عاشق نشدم ولی دیونه بودآخه پسری
که بعد۷ سال بهت خیانت میکنه اونم ازروی هوس لیاقت اشک نداره چه برسه رگ زدن
اون الان خوشه باهوس بازی اون وقت دوست ساده ما چی بگم من که ترسیدم خدارو
شکرکردم که عاشق نشدم اگه یه روزی قراره باآدم این جوری بازی بشه همون بهتر
که آدم واردبازی نشه اینم ازتعطیلی ما الان ۱ ساعت میشه برگشتیم داداشم کلی داد
زدسرم که درست دوست انتخاب کن آخه مگه چیه اون وقت گناهش دوست داشتن بود
نمی دونست که بعضی پسرااین قدربی معرفتن ولی من مطمئنم که چوبشومیخوره
به هرحال دوستای گلم واثه دوستم دعاکنین من که خیلی دوست دارم پسره یه بلایی سرش
بیادکه نفهمه ازکجاخورده پسره هوس بازبی لیاقت ![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/07ساعت 10:30 توسط هستی |
وقتی به دنیامیای همه دوروبرتن
وقتی به دنیامیای همه واثت اسم انتخاب میکنن
وقتی به دنیامیای گریه میکنی همه میگن خوابش میاد
وقتی به دنیامیای بااولین گریه آرومت میکنن
وقتی یه کم بزرگ میشی دیگه بااولین گریه پروبالتو نمی گیرن
وقتی یه کم بزرگ میشی دیگه حتی باهات دردودلم نمی کنن
آخه یکی بایدبگه این به خداهمون بچه است
همونی که با گریش دلتون میشکست
همونی که باچه اشتیاقی واثش اسم انتخاب کردید
همونی که وقتی درخواب بود توگوشش لالایی می خوندین
اما افسوس که دیگه شبابازمزمه لالایی خوابم نمیبره
دیگه کسی بادستاش اشکاموپاک نمیکنه
دیگه کسی .......................

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت 1:27 توسط هستی |


سلام به همه خوبین من که خوبم این چندروزهمش دارم درس میخونم میرم کتابخانه دلم
میخوادبیام خونه وقتی هم که خونه ام دلم میخوادبرم کتابخانه دیونه شدم ازبس درس خوندم
امروزفقط هوس کردم عکس بزارم توآپم خوشمله؟![]()


+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 0:23 توسط هستی |
یا فاطمه عزیززهرا
سلام به همه امروزبایه آپ متفاوت اومدم امروزشاید اگه توهروبلاگی بری کمتر
ببینی که کسی آپ برای شهادت معصومین بکنه شایدیادشون میره شایدم.....
البته به نظرمن ماهمه شیعه هستیم وبایداحترام بذاریم من که اینجوری هستم
هرچی سرجاش دوست دارم موقع تولد شادی میکنم اونقدر که کسی نمی تونه
جلوموبگیره
موقع شهادتم کارایی میکنم که واثه خودم مهمه الان شاید شما
فکرکنیدخیلی مذهبی یا مومنم اما نه منم مثل همه شما شیعه هستم به نظرمن
کسی که به این چیزااهمیت بده توشرایط دیگه زندگی ام میتونه منطقی باشه
به هرحال شهادت بی بی دوعالم حضرت فاطمه ورسیدن ایام فاطمیه رابه همگان
تسلیت میگم امیدوارم یه روزی همه آدما مخصوصادختراوخانوما فاطمه واررفتارکنیم
ویادمون نره که همه ماواثه امتحان اومدیم سرجلسه ویه روزی امتحان تموم میشه
وبایدبریم خوش به حال کسایی که خوشحال ازسرجلسه میرن ![]()

+ نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت 1:34 توسط هستی |
یادمان باشداگرخاطرمان تنهاماند 
یادمان باشداگراین دلمان بی کس ماند 
یادمان باشدکه دگرلیلی ومجنونی نیست 
به چه قیمت دلمان بهرهرکس چاک کنیم 
یادمان باشدکه دراین بحررنگ وریا 
یادمان باشداگرشمعی وپروانه دریکجادیدیم 

خواستم تنهایی رامعنی کنم
اولین کاری که کردم به خودم نگاهی کردم
وبه دور و برم
خودم راتنهای تنها کناردرختی خشک ودریادیدم
فهمیدم تنهایی یعنی
خودت باشی و خدایت
خودت باشی ودل شکسته ات
خودت باشی ویک دنیاحسرت
خودت باشی واشکهای پشیمانی ات

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/10ساعت 15:9 توسط هستی |